|
جمعه 10 تير 1390برچسب:, :: 12:44 :: نويسنده : رویا
جکی لوسه دیروز که دلش واسه سارنازه تنگ میشه،میاد بهش زنگ میزنه و از سارنازه عذر خواهی میکنه سار نازه هم که دلش برا جک تنگ شده باهاش آشتی میکنه سارنازه میگه به جک که زهرا(رئیس کاراگاها) تو رو معرفی کرده به رئیس کورپستان. جکی لوسه هم ناراحت میشه و میگه : یعنی منو از کورپستان اخراج می کنن؟تو رو خداااااااااااااااااااا.... خلاصه هردو شون ناراحت میشن و سارنازه میگه فهمیدم!!!!!!!!! جکی میگه چیو فهمیدی؟؟؟؟؟؟؟ سارنازه میگه الان زنگ می زنم به زهرا خلاصه هر دو خوشحال می شن و زنگ میزنن به زهرا و اون حرفا رو بهش میگه و زهرا هم به رئیس کورپستان میگه و اونم میگه قبوله این دفعه رو میبخشم ولی اگه دوباره تکرار بشه اخراجش میکنم... قصه ی ما به سر رسید نظرات شما عزیزان: جکی لوسه
![]() ساعت15:22---10 تير 1390
سلام زهرا جون،خوبی؟تو که آبرو واسم نذاشتی،همه چی رو به همه گفتی، اینه رسم کورپیت؟!بشکنه این دست که از کرگی دم نداشت.حالا وضعیت اصالتم شده نیمه؟؟؟؟
پاسخ:آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه عیبی نداره به من چه وقتی تو قوانین کورپان اصیل عزیز رو نمی دونی؟؟ اصلا من موندم تو چه طوری شدی کورپ مقابل سار نازه!!و موسس کورپستان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زشته .... عیبه ..... از تو بعیده این کارا !!! منظورم رو که میفهمی،کورپ عمیق نکشیدنات رو می گم یادته دیشب... که هر چی سار بهت گفت کورپ عمیق بکش نکشیدی؟؟؟؟؟؟؟؟ تو اصن سارنازه رو دوست نداری چه؟؟؟؟ تو اصن تقلبی هستی چه؟؟؟؟ یه نکته ی دیگه این که دفعه ی بعد نظر گذاشتی از اسم رویا استفاده کن خب؟ ![]()
![]() |